× راهکار ها مشتریان مشاوره استخدام سامانه ها درباره ما تماس با ما
https ورود اعضاء

مشاوره تخصصی

برنامه ریزی فاوا:

با ورود فناوری اطلاعات و ارتباطات به سازمان ها، کسب و کار و استراتژی های سازمان ها تحت تاثیر قابلیت ها و کاربردهای روز افزون آن قرار گرفته است، که میزان این تاثیر بر حسب ویژگی های هر سازمان متفاوت است. در چنین شرایطی که حرکت به سمت استفاده از فاوا گریزناپذیر است، بکارگیری صحیح و بهره‌گیری حداکثر از قابلیت های آن، منوط به وجود استراتژی هایی مختص فاوا است که باید بر اساس چارچوب جامعی تدوین شود تا از اثر بخشی آن و همچنین همسویی اش با اهداف و استراتژی های کلان سازمان اطمینان حاصل شود.

در راستای ارائه خدمات مشاوره فوق همواره ایجاد همسویی و یکپارچگی مابین:

  • جنبه های استراتژیک سازمان اعم از چشم انداز، ماموریت، اهداف و راهبردها
  • جنبه های عملیاتی سازمان اعم از ساختار سازمانی، فرایندهای کاری و اطلاعات
  •  جنبه های مکانیزاسیون سازمان اعم از سیستمهای اطلاعاتی و پایگاه داده ها را درنظر داشته است.

– خدمات قابل ارائه:

  • تدوین سند راهبردی (استراتژیک) فناوری اطلاعات و ارتباطات سازمان (ICT Strategic Plan)
  • تدوین طرح جامع فناوری اطلاعات و ارتباطات سازمان (ICT Master Plan)
  • تدوین معماری سازمانی (Enterprise Architecture)
  • امکان سنجی ، نیازسنجی و تدوین RFP پروژه ها
  • شناخت، اصلاح و بهبود فرایندهای سازمانی
  • نظارت بر اجرای پروژه ها
  • مشاوره و مشاركت در تهيه، تدوين و اجرای طرحهاي معماري سازماني(طرحهاي جامع)
  • سازماندهی و بهبود روشها، فرآیند ها، آیین نامه ها، گردش کارها و مشاوره در طراحي و اجرای آنها
  • مشاوره، طراحي و تدوين نظامهاي مديريت كيفيت در شركتهاي نرم افزاري
  • نظارت و کنترل کیفی پروژه های IT

 

سازماندهی و بهبود روشها:

– اهميت و نقش سازماندهی و بهبود روشها در فرآیندهای اجرایی سازمان انكار ناپذير است. هم‎اكنون به خوبي مشهود است كه سازمانهاي ما در تحقق اهدافشان چنانكه بايد موفق نيستند در حاليكه به لحاظ منابع و امكانات نه تنها كمبودي نيست بلكه اغلب، منابع به هدر مي‎رود.

– بررسي مطالعات محققين و تجارب مديران موفق در كشورهاي پيشرفته و يا در حال توسعه مبين آنست كه اصلاح و تجديد نظر مستمر در سيستم ها و روشهاي انجام كار با توجه به پيشرفت علوم و فن‎آوري امري اجتناب‏ناپذير است چرا كه در غيراينصورت سيستم پاسخگوي نيازها نبوده و محكوم به زوال خواهد بود. سيستم‎ها و روشهاي انجام كار از جمله عوامل نرم‎افزاري بهره‎وري هستند كه در اثر بهبود و اصلاح مستمر قابليت انطباق با تغييرات محيط را در سازمانها امكانپذير نموده و آن را در مقابله با مشكلات اجرايي ياري مي‎نمايند و سازمان به بهره وری میرسد.

– مفهوم بهره‌ وري، ايجاد نظام و مكانيزمي است كه به طور پيوسته تلاش‏هايي را در راه انطباق فعاليت‏هاي توليدي و خدماتي يك سازمان با شرايط محيطي متغير انجام ‌دهد تا حاصل آن استفاده هر چه بهتر از منابع در تعامل با محيط دروني و بيروني سازمان باشد.

– خدمات قابل ارائه:

  • طراحي  ساختارهاي سازماني هدفمند با توجه به :
  • اهداف و سياست هاي كلان شركت.
  • توانمندي هاي دروني( قوت ها) و بيروني( فرصت ها) .
  • محدوديت هاي دروني( ضعف ها) و بيروني( تهديدها).
  • توقعات و خواسته ها و خطوط راهبردي و استراتژيك سازمان
  • طراحي و بهينه سازي روشها و فرآيند ها و گردش كارها.
  • طراحي مشاغل با نگرش فرآيندي و غني سازي و طبقه بندي آنها با بكار گيري روش TPM.
  • طراحي و بهينه سازي نظام هاي پرداخت حقوق و مزايا و پاداش( توليد، بهره وري و …)
  • طراحي و بهينه سازي نظام هاي ارتقاء شغلي و بهره وري كاركنان در راستاي ايجاد انگيزه در راستاي جذب و حفظ نيروي انساني.
  • طراحي و بهينه سازي نظام هاي آموزشي در راستاي ارتقاء دانش و مهارت و كارائي كاركنان.

 

مدیریت فرایند:

– تفاوت فرآیند با وظیفه: وظیفه واحدی از کار است، فعالیتی که معمولاً یک نفر انجام می دهد. در مقابل، فرآيند، گروهی از وظیفه های به هم پیوسته است که با يكدیگر نتیجه ای با ارزش از دید مشتری را فراهم می آورند. برای مثال، انجام دادن یک سفارش یک فرآيند است (فعالیتهایی که کالا را به دست مشتری می رساند).

– این فرآيند از وظايف مختلفي درست می شود. دریافت درخواست از مشتری، ثبت سفارش، بررسی اعتبار مشتری، بررسی موجودی کالا و یا تولید، بسته بندی سفارش، برنامه ریزی حمل و روش ارسال کالا (زمینی، دریایی، هوایی) و در پایان بارگیری و ارسال کالا برای مشتری.

– هیچ کدام از این وظیفه ها به تنهایی ارزشی را برای مشتری نمی آفریند. حمل بدون بارگیری و یا بسته‌بندی بدون انتخاب کالاها از انبار، شدنی نیست. بررسی اعتبار مشتری به خودی خود یک تجزیه و تحلیل مالی است. تنها هنگامی که این فعالیتهای مستقل و جداگانه با يكدیگر جمع شوند، ارزشی به وجود می آید.

– بنابراین، فرآيند را می توان یک زنجیره ارزش در نظر گرفت که هر مرحله (هر دانه زنجیر) ارزشی به مرحله قبل می افزاید. بنابراین، فرآيند های کسب و کار عبارتند از فعالیتهای اساسی در سازمان که محدود به مرزهای وظیفه ای نیستند و منابع انسانی، مهارتهای مدیریتی و فناوری را به منظور تمرکز سازمان بر استراتژی ایجاد ارزش برای ذینفعان و بخصوص مشتریان به هم مرتبط می کنند.

فرآیند گرایی: در تعریف فرآيندگرایی چنین گفته می شود که روشی است که با محور قراردادن فرآيندهای کسب و کار و حذف فعالیتهای بدون ارزش افزوده، برای سازمان مزیت رقابتی به ارمغان می آورد. به منظور اینکه یک سازمان در راه فرآيندگرایی گام بردارد می بایست تمامی تلاش خود را جهت پیاده سازی موارد زير به کار گیرد:

الف –تشخیص فرآيندها:

ابتدا باید فرآيندها را شناسایی کرده و برای آنها نام و عنوان برگزید. شناسایی و نامگذاری فرآيندها گامی بسیار حساس و بنیادین است. پاره ای از سازمانها به اشتباه، فعالیتهای وظیفه ای کنونی را فرآيند به حساب می آورند.

ب- شناساندن اهمیت فرآيندها به همه دست اندرکاران:

گام دوم شناساندن فرآيندها و اهمیت آنها به همه مدیران، کارکنان و نمایندگان دور و نزدیک است به نحوی که باید فرآيندها، نام آنها، ورودیها و خروجیها و ارتباطات آنها برای همه افراد ملموس باشد.

ج- انتخاب معیار ارزیابی:

برای اطمینان از کارکرد درست فرآيندها، باید بتوان پیشرفت آنها را اندازه گرفت و در آن صورت به معیارهایی نیازمندیم. این معیارها می توانند برحسب ضرورت بر پایه خواسته مشتری یا بر پایه نیازهای خود سازمان مانند هزینه فرآيند و به کارگیری درست منابع واقع شوند. معیارهای همگون در کارکرد فرآيندی، افراد را به صورت یک تیم منسجم درخواهد آورد.

د- به کارگیری مدیریت فرآيندگرا:

سازمان فرآيند محور بایستی همواره در بهسازی فرآيندهای خود بکوشد زیرا این رویکرد کاری پیوسته و مداوم است. بنابراین، عمده فعالیت مدیریتی این گونه سازمانها اداره و پیشبرد درست فرآيندها در بالاترین توان آنها، بهره گیری از فرصتها در بهسازی فرآيندها، و پیگیری در کاربرد فرصتها است. فرآيند محوری یک طرح موقتی نبوده، بلکه راه و روشی دائمی و فراگیر است.

سیستم مدیریت فرآیند: فرآيند مجموعه فعالیتهای متوالی و مرتبط به هم بوده که محصول خاصی را به وجود می آورد و برای ایجاد این محصول به درون داده های خاصی (ورودی) نیاز دارد که زمینه را برای درست عمل نمودن آن فراهم می سازند.

فرآيند: یک سری منطقی از تراکنش های مرتبط با یکدیگر است که ورودی را به نتایج و خروجی ها تبدیل می کند.

فرآيندهای موجود در هر سازمان برای دستیابی به ماموریت سازمان طراحی شده اند، تا با عملکرد بهتر نیازهای اساسی مشتریان را تأمین نمایند. برای پاسخگویی به نیازها و خواسته های مشتریان باید فرآيندهای موجود کارایی و اثر بخشی لازم را داشته باشند. یک فرآيند زمانی کارایی لازم را خواهد داشت که بصورت درست انجام گیرد و زمانی از اثر بخشی برخوردار خواهد بود که بصورت درست انتخاب و طراحی شده باشد. فرآيند، معرف یک یا دسته ای از فعل و انفعالات است که به منظور تبدیل داده ها به باز داده ها انجام می گیرد.

 

– سه نوع فرآيند کسب و کار وجود دارد :

  • فرآيند های مدیریتی:این فرآيند ها فعالیتهای نظام مند مثل مدیریت راهبردی و نحوه اداره سازمان را حمایت می کنند.
  • فرآيند های عملیاتی (اصلی):این فرآيند ها ارزشی را در راستای کسب و کار اصلی سازمان ایجاد  می کنند. مثل خرید، تولید، بازاریابی و فروش.
  • فرآيند های پشتیبانی:این فرآيندها فرآيند های عملیاتی را پشتیبانی می کنند. مثل حسابداری، استخدام و فناوری اطلاعات.